خرید بک لینک
يک روز کسی می آید که دستانش بوی بهار می دهد یک روز کسی می شتابد و دوده های شب را از وجودم می زداید می دانم طلوع قشنگت را روزی از درون خورشید پرواز می کنی و قلبم را به تشعشعات عشق ات آینه وار به نور صیقل می دهی روزی ظهور می کنی ناگهان و من تمام تلخی های سینه ام را به روی شب قی می کنم روزی که از لبانت رز می شکوفد چه زیبا می شود که بهشتی برین خواهیم ساخت مریم من عیسی یت یقین دارد روزی پیامبر گونه نازل می شوی و هیچ یهودایی توان تصلیب مرا نخواهد داشت مریم من وقتی می آیی که قلبم به صور اسرافیل آن فرشته ی نحس شاید نیشخند می زند که من آخرت خویش را به عشقت می سپارم یق

برچسب: چند شعر امیری گته که,چند شعر امیر گته که, نویسنده: پویان سلطانی تاريخ: دوشنبه 3 آبان 1395 ساعت: 12:28

صفحه بندی